close
تبلیغات در اینترنت
معرفی شخصیت هنری کسینجر

مرجع دانلود سخنرانی های دکتر حسن عباسی و استاد رائفی پور

معرفی شخصیت هنری کسینجر
امروز یکشنبه 25 آذر 1397
تبليغات تبليغات

کانال تلگرام مهدی یاور

فروشگاه اینترنتی مقالات و پایان نامه ها

فروشگاه اینترنتی مقالات و پایان نامه ها ره اندازی شد .


تبلیغات سایت

قلم خش گير خودرو ( رنگ فابريك)
قلم تشخيص رنگ کارشناس 2

معرفی شخصیت هنری کسینجر

 


 نام شخصیت:هنری آلفرد کیسینجر
به انگلیسی:
Henry Alfred Kissinger
تاریخ تولد :۲۷ می ۱۹۲۳
محل تولد:فورت ،آلمان
مذهب:یهودیت
او در سال ۱۹۳۸ به همراه خانواده از آلمان تحت کنترل نازی‌ها به آمریکاگریخت، در نیویورک ساکن شد و در ۱۹۴۳تابعیت این کشور را کسب کرد.
تحصیلات :
سالهای ۱۹۴۳ تا ۴۶ را در ارتش خدمت کرد،۱۹۵۲ از دانشگاه هاروارد علوم سیاسی فارغ التحصیل شد از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۹ عضو هیئت علمی دانشگاه هاروارد بود.اکنون به عنوان مشاور بخش استراتژی در آنجا خدمت می کند .
خانواده:
او در سال ۱۹۳۸ به همراه خانواده از آلمان تحت کنترل نازی‌ها به آمریکاگریخت، در نیویورک ساکن شد و در ۱۹۴۳تابعیت این کشور را کسب کرد.
از ازدواج اول خود یک پسر به نام دیوید و یک دختر به نام الیزابت دارد.او از همسرش در سال ۱۹۶۴ جدا شد و ده سال بعد با نانسی مگینس ازدواج کرد.
سمت های پیشین:
مشاور امنیت ملی رئیس جمهور –دسامبر۱۹۶۸ تا ژانویه۱۹۷۷
رئیس شورای امنیت ملی -۱۹۶۹ تا ۱۹۷۵
وزیر امور خارجه-۱۹۷۳تا ۱۹۷۷

دیدگاه در مورد اسرائیل :
به گفته نوام چامسکی او از جدی ترین مدافعان اسرائیل است او در دوران تصدی خود بر وزارت خارجه آمریکا، سیاست خارجی واشنگتن را با هدف "اسرائیل بزرگ" پیوند زد. او در روزهای نخستین شروع جنگ میان اعراب و اسرائیل در ۱۹۷۳، برای محافظت از این رژیم، تانک‌ها و موشک‌های آمریکا را راهی اروپا کرد تا به این طریق تجهیزات نظامی، مستقیما به میدان جنگ ارسال شوند او نقش بسزایی در انعقاد پیمان کمپ دیوید ایفا کرد. در واقع، ریشه‌های معاهده صلح مذکور به دیپلماسی هنری کسینجر بر می‌گردد که در زمان جنگ اکتبر ۱۹۷۳ مشاور امنیت ملی نیکسون، رئیس جمهور وقت آمریکا بود. او که بیش از هر چیز در پی حمایت از اسرائیل و کوچک شمردن مطالبات فلسطین و سوریه بود، تلاش کرد انور سادات، رئیس‌جمهور وقت مصر را به عقب‌نشینی از اتحاد با سوریه و شوروی وادارد و او را به سوی برقراری روابط نزدیک با اسرائیل و آمریکا سوق دهد.
دیدگاه وتوصیه در مورد مدیریت بحران های خاورمیانه:
منطقی ترین نظر این است که ایالات متحده به دلیل سیاست های نادرست روزهای جنگ سرد ناچار به جبران گذشته و همراهی با موج مردمی در بهار عربی است. در آن زمان امریکا برای تامین منافع خود با دولت های غیردموکراتیک دست دوستی داد. پس از آن از دولت های شکننده با عنوان تلاش برای برقراری ثبات و امنیت دفاع کرد و البته همین سیاست مادر بی ثباتی های بلند مدت شد. ساختار سیاسی که در روزهای جنگ سرد جان گرفت تا سه دهه بعد منجر به نقل و انتقال های استراتژیک کلیدی در سطح منطقه شد.نمونه هایی از آن را می توان در ترک ائتلاف با اتحاد جماهیر شوروی سابق توسط مصر و معاهده کمپ دیوید میان رژیم صهیونیستی و قاهره دید.
از بیش از نیم قرن پیش تاکنون سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه با چند هدف امنیتی پیش رفته است: ممانعت از قدرت تک قطبی هر کشور در منطقه، تضمین انتقال آزاد و بدون محدودیت انرژی و تلاش برای برقراری صلح میان رژیم صهیونیستی و اعراب. در سه دهه گذشته اصلی ترین چالش امریکا که در برابر تمامی این اهداف ایستادگی کرده ایران بوده است. نتیجه این پروسه نیز روی کارآمدن دولت هایی بود که یا بسیار ضعیف بودند و یا بسیار ضدغربی و نمی توانستند به امریکا در مسیر نیل به اهدافش کمک کنند.
اکنون اما امریکا باید خود را برای مواجهه با دولت های اسلام گرای منتخب و دموکرات در منطقه مهیا کند. البته هنوز هم می تواند آزادانه اصول سنتی سیاست خارجی خود را دنبال کرده و موضع خود را مشروط به موضع گیری دولت های نوپایی کند که هنوز در کشورهایی که انقلاب را تجربه کردند، شکل نگرفته است.
موضع گیری آمریکا در خصوص بهارعربی از ابتدا به گونه ای بود که نمی توان این کشور را متهم به ایستادگی در برابر این جریان عربی کرد. این مساله هم موفقیت اندکی نیست اما باید بخشی از یک رویکرد موفقیت آمیزتر باشد.

و توصیه کیسینجر در مورد سوریه به غرب:
هرگونه مداخله نظامی در سوریه را موجب از بین رفتن اصل حاکمیت ملی کشور ها دانست و تاکید کرد که تحولات مردمی در کشور های عربی موجب شده تا دکترین مداخله بشردوستانه یا «مسئولیت برای محافظت (از جان شهروندان)» جای اصول وستفالی دولت های برای حفظ تمامیت ارضی را بگیرد .
اكثر مردم سوريه بشاراسد را دوست دارند و در كنار او ايستاده اند و به همين دليل حمله نظامي عليه اين كشور موفقيت آميز نيست، بهتر است سوريه را از داخل به آتش كشيد،سوريه هم اكنون به يكي از كشورهاي مهم جهان اسلام تبديل شده و اين همان اسلامي است كه در سال ۱۹۷۳ در صورتي كه انورسادات به داد غرب و اسرائيل نمي رسيد بي ترديد عليه اسرائيل به پيروزي مي رسيد. اگرچه ممکن است سقوط حکومت بشار اسد در سوریه بتواند منافع ملی آمریکا را تامین کند اما به دلایل استراتژیک نمی توان جنگی بر پا کرد.بنا بر این نظم جهانی که مرزها را از بین ببرده و حنگ داخلی و بین المللی را ترکیب کند هیچگاه به وجود نخواهد آمد. تحریم ها و فشارهایی که از سوی اتحادیه عرب بر سوریه تحمیل می شود از جانب دولت هایی نیست که بتوان آن را دموکرات خواند. بلکه این فشارها بیشتر در اختلاف های میان شیعه و سنی ریشه دارد و تلاش اعراب سنی برای برپا کردن حاکمیت های طرفدار اهل تسنن در منطقه. دقیقا بر همین اساس است که دیگر اقلیت ها نظیر دروزی ها، کردها و مسیحیان چندان به تغییر حاکمیت در سوریه علاقه ای نشان نمی دهند. هرچه نابودی نظم موجود با فراز و نشیب های بیشتری همراه باشد ، احیای پایه های دموکراسی سخت تر و تحمیل ایدئولوژی جهانی طاقت فرساتر خواهد بود. هرچه پایه های شکل گیری یک جامعه سست تر باشد میل به نیل به اتحاد با متوسل شدن به شعارهای ناسیونالیستی و اسلام گرایی بیشتر خواهد شد. انقلاب را باید با مقصدی که به عنوان هدف انتخاب می کند شناخت و نه ریشه های آن. انقلاب را باید با نتیجه آن و نه پیش فرض هایش قضاوت کرد.

برنامه هسته ای ایران:
تلاش براي تحريم ايران به رهبري واشنگتن شايد بر ايران فشار آورد، اما مجبور كردن اين كشور به توقف غني سازي اورانيوم غيرممكن است.بر اين اساس با ادامه تلاشهاي هسته اي ايران، سياستهاي كنوني دولت آمريكا براي برخورد با برنامه هسته اي ايران در نهايت “يك اتلاف زمان” مي تواند باشد.


توصیه به اوباما در مورد خاورمیانه و بالاخص ایران:
ما نیز درست مانند هر آمریکایی دیگری اعتقاد داریم که واشنگتن باید همواره از دموکراسی و حقوق بشر در عالم سیاست حمایت کند. این حمایت هم صرفا حمایت سیاسی نیست و باید ابعاد اقتصادی و دیپلماتیک هم به خود بگیرد. این ارزش های ما هستند که به ما اجازه می دهند تا از آلام بشریت بکاهیم. اما همین قاعده حکم می کند که کشور ما نباید تنها زمانی دست به سلاح شود که منافع ما در خطر است. این رویکرد را در اینچنین فضایی به ایده آلیسم کاربردی یا عمل گرایی تعبیر خواهند کرد.
با این وجود اهداف ایده آلیستی نمی تواند تنها انگیره ای برای توسل به زور در دستگاه سیاست خارجی آمریکا باشد. ما نمی تونیم پلیس بین الملل باشیم. ما نمی توانیم ارتش خود را برای هر بحران انسانی که در هر گوشه و کنار آغاز می شود به این نقطه و آن نقطه بفرستیم. اگر مبنا بر این دخالت های نظامی باشد نقطه پایان این نظامی گری کجا خواهد بود؟ سوریه؟ یمن؟ ایران؟ تکلیف ما با کشورهایی که متحدان جدی ما هستند اما منافع و ارزش های مشترک با ما ندارند چه می شود؟ کشورهایی مانند مراکش، بحرین و یا عربستان سعودی ؟ تکلیف خشونت های انسانی که در دیگر کشورها مانند ساحل عاج رخ می دهد، چیست؟

هزمان با گسترده شدن ناآرامی ها در شمال آفریقا و خاورمیانه باید به تک تک این کشورها نگاهی منفک و جداگانه داشته باشیم.در این مرحله ما دست به تعریف راهنمایی برای شما زده ایم:

۱. زمانی که ما به زور متوسل می شویم باید هدفی واضح و روشن داشته باشیم. هدف حمایت از شهروندان با ارزش های ما همخوانی دارد. اما همواره محدود نگاه داشتن دامنه این تلاش کار بسیار سختی است. مساله دیگر هم این است که لازمه حمایت از شهروندان غیرنظامی یا ایستادن در برابر دولت های آنها است و یا ایستادن در برابر افرادی که می خواهند دولت آنها را سرنگون کنند. این مساله نیازمند تعریف هدفی برای دستگاه سیاست خارجی در این بازی است : یا تغییر رژیم و یا بازسازی کشور. اگر هدف نهایی ما تغییر رژیم باشد باید ابزار لازم برای پیشبرد اهداف پس از سقوط دولت مرکزی را هم در اختیار داشته باشیم. هر گونه شکستی در برآورده کردن این نیاز می تواند منجر به عقب گردی دیپلماتیک برای ما شود.

۲. ما باید بحران در هر کشور را با توجه به شرایط موجود و فرهنگ و تاریخچه همان کشور مدیریت کنیم. در برآورد منافع اقتصادی و استراتژیک باید این مسائل را مد نظر بگیریم. این مساله به ما اجازه می دهد که انگیزه ها را محک بزنیم و البته بهترین پاسخ ها را بیابیم.

۳. شناسایی هویت افرادی که از آنها حمایت می کنیم و البته استراتژی این افراد. در لیبی به عنوان نمونه ما یک سوی جنگ داخلی ایستادیم. اما تنها حمایت از فرد خاطی در این مرحله کافی نیست. باید تضمین هایی بدهیم دال بر اینکه قرار نیست حل یک مشکل خود مشکل بزرگ تری را خلق کند. باید پس از سقوط دولت مرکزی نوعی نظم سیاسی به اوضاع در لیبی داده شود. آخرین چیزی که منطقه به آن نیاز دارد کشورهایی است که پشت سر هم شکست و بی سامانی را تجربه می کنند.

۴. برخورداری کاخ سفید از حمایت مردمی که عمدتا کانال احیای آن همان نمایندگان مردم در کنگره هستند. ادامه دادن سیاست جنگ بدون حمایت های مردمی امری بسیار دشوار است.این مساله در کوتاه مدت شریان ادمه مسیر را مسدود می کند و در بلند مدت بی ثباتی سیاسی را به همراه می آورد . تجربه کره، ویتنام و عراق نشان داد که تنها زمانی می توان از موفقیت نام برد که افکار عمومی آمریکا پشت سر دولت به صف شده باشد.

۵. توجه به تبعات خواسته و ناخواسته این جنگ. ما باید بدانیم که چگونه می توانیم شهروندان حامی قذافی را از دستان شبه نظامیانی که تنها به انتقام فکر می کنند نجات دهیم. آنچه در لیبی رخ داد می تواند منجر به تقویت موضع ایران در گسترش فن آوری هسته ای شود. ایرانی ها گمان می کنند که قذافی تسلیحات خود را به غرب داد تا در ازای آن دوستی آنها را در اختیار داشته باشد و این در حالیست که اکنون غرب اصلی ترین دشمن اوست. دیگر کشورها باید بدانند که ما هنوز در قبال گسترش تسلیحات هسته ای همان موضع قبلی را داریم.

۶. ایالات متحده باید تعریفی جامع از منافع ملی خود داشته باشد. تمامی خیزش های عمومی در منطقه یک ریشه واحد ندارند. بهار اعراب می تواند فرصتی طلایی در اختیار مردن منطقه و جهان قرار دهد. در دراز مدت کمک به دموکراسی می تواند منجر به جایگزینی اسلام افراطی با اسلام مدرن شود.
ما در منطقه خلیج فارس و کشورهای عربی این حوزه منافع بسیاری داریم. علاوه بر این به راه افتادن اسلام افراطی در این کشورها به هیچ وجه نمی تواند به نفع ما باشد.

جوایز:
برنده جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۷۳
مدال آزادی رئیس جمهور ۱۹۷۷
مدال آزادی ۱۹۸۶
مدال ریاست جمهوری۲۰۱۲(در کنفرانس ریاست جمهوری در فلسطین اشغالی از سوی شیمون پرز)

دیدگاه او در مورد امام خمینی :
آيت‌الله خميني، غرب را با بحران جدي برنامه ريزي مواجه كرد، تصميمات او آنچنان رعدآسا بود كه مجال هر نوع تفكر و برنامه ريزي را از سياستمداران و نظريه پردازان سياسي مي‌گرفت. هيچ كس نمي‌توانست تصميمات او را از پيش حدس بزند، او با معيارهاي ديگري، غير از معيارهاي شناخته شده در دنيا، سخن مي‌گفت و عمل مي‌كرد. گويي از جايي ديگر الهام مي‌گرفت، دشمني آيت الله خميني(ره) با غرب، برگرفته از تعاليم الهي او بود. او در دشمني خود نيز خلوص نيت داشت.


وبگاه و ایمیل:
www.henrykissinger.com

www.info@henrykissinger.com

کتابها:
• A World Restored: Castlereagh, Metternich and the Restoration of Peace, ۱۸۱۲-۱۸۲۲ :۱۹۵۷
• Nuclear Weapons and Foreign Policy:۱۹۵۷• The Necessity for Choice: Prospects of American Foreign Policy ۱۹۶۱:
• The Troubled Partnership: A Reappraisal of the Atlantic Alliance ۱۹۶۵:
• ۱۹۶۵: Problems of National Strategy: A Book of Readings
• American Foreign Policy, Three Essays :۱۹۶۹
• White House Years :۱۹۷۹
• For the Record: Selected Statements, ۱۹۷۷-۱۹۸۰ :۱۹۸۱
• Years of Upheaval :۱۹۸۲
• Observations: Selected Speeches and Essays ۱۹۸۲-۱۹۸۴ (۱۹۸۵)
• Diplomacy :۱۹۹۴
• Years of Renewal:۱۹۹۹
• Does America Need a Foreign Policy?: Toward a Diplomacy for the ۲۱st Century :۲۰۰۱
• Ending the Vietnam War: A History of America's Involvement in and Extrication from the Vietnam War:۲۰۰۳
• Crisis: The Anatomy of Two Major Foreign Policy Crises :۲۰۰۳
• White House Years Paperback: ۲۰۱۱
• Years of Upheaval Paperback: ۲۰۱۱
• Years of Renewal Paperback: ۲۰۱۱
• On China :۲۰۱۱
• On ChinaPaperback April :۲۰۱۲
منابع:
www.wikipedia.org
www.fararu.com
www.henrykissinger.com
www.thefamousepeople.com
www.biography.com
www.persiangolf-blogfa.com

دسته بندي: بیوگرافی و معرفی استراتژیست های معاصر(جادو گران قرن),

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد